آخرین اخبار

18. ارديبهشت 1395 - 9:51   |   کد مطلب: 1317
شعر ی از جواد رحیمیان مدیر منابع طبیی بویراحمد در وصف بلوط و طبیعت کهگیلویه و بویراحمد

مرجع وبلاگ نویسان استان کهگیلویه و بویراحمد حرف ناب”

بلوط،ای شاخه زاد و دانه زادم………………..بلوط،ای چتر خاک و آب و بادم
ندارم سایبانی جز تو در صحرای ماهور………تویی برف و تویی باران،تویی نور
ز مارین و گناوه،تلچگاه و مله برفی…………..مبارک،قلعه نادر،شه ولی تا چاه تلخی
ز کاکان و دنا،میمند و چاهن ………………….به دیشموک ،آجم و تا چال شاهن
ز سرداب و زتامر،درشک و کوه باهی…………همه فصلش،پر است از هر گیاهی
همه صحرا،همه،پر از درخت است……………..درختانش همه ،درخت چوب سخت است
بلوطش ،نام و درمان و امان است…………….دگر سودش زما،فعلا نهان است
نشاید گویمت راز درختان………………………. همین بوده است علم ما،ازین جان
بلوط و کیکم و اورس و کونارش………………….بود پسته و شن، هرجا کنارش
زبان گنجشک و زربین،مورد و ارژن………………..زرشک و بید ،در هر کوی و برزن
درختان و درختچه،ز پنجاه بیشتر هست…………به انبات اروپا، شمارش، هم قدر هست
بود بانش،نگهبانش، اداره…………………………..قرقبان اندک و مزدی نداره
قرقبان،جنگلبان،خسته نباشی…………………….مدیرجان، بی بلا و شاد باشی
ز آبخیزداری و جنگل، مراتع…………………………..یگان و پشتیبان، دارد منافع
زشهرستان هشتم،چه بگویم.. ……………………..ندارد ساختمان، دایم ملولم
بود مسوولان،پرواز دهدشت………………………..همیشه،دائما پیکاب در دشت
بگویم نام این دشت بزرگ و پر سرآمد………………بود نامش،کهگیلویه و بیراحمد

————————————————————————

 جواد رحیمیان مدیر منابع طبیعی شهرستان بویراحمد

دیدگاه شما