آخرین اخبار

26. ارديبهشت 1395 - 9:50   |   کد مطلب: 1338
بخش دوم در گفت و گو با فرزند اولین شهید مدافع حرم کهگیلویه و بویراحمد:
از شهادت پدر تا ازدواج پسر
پدرم خیلی دوست داشت که در مراسم ازدواج من به عنوان فرزند ارشد خانواده حضور داشته باشند، اما به دلیل مأموریت مستشاری در عراق نتوانستند حضور یابند، و حتی ما با توجه به این موضوع چندین بار مراسم ازدواج را حتی تغییر داده بودیم

مرجع وبلاگ نویسان استان کهگیلویه و بویراحمد حرف ناب”

به مناسبت روز پاسدار و ولادت امام حسین(ع) این پایگاه خبری در گفت و گو با فرزند ارشد شهید اورنگ ناگفته های از زندگی این شهید بزرگوار را بازگو کرده است که ماحصل آن در زیر تقدیم مخاطبان گرامی می شود.

 

پیمان اورنگ پسر ارشد شهید سردار ستار اورنگ است که خود نیز ملبس به لباس سبز پاسداری است ، او خاطرات زیادی از پدر بزرگوارش که اولین شهید مدافع حرم استان کهگیلویه و بویراحمداست در سینه دارد، وی از یکی از بهترین لحظه های زندگی اش را سخن گفتن با پدر می داند و او را مرد قصه های کودکی و افسانه روزهای بزرگی اش بازگو می کند.

 

گفتید که پاسدار هستید، آیا شهید در پاسدار شدن شما نقشی داشت؟

بخاطر علاقه که از کودکی به حرفه نظامی داشتم وارد سپاه پاسداران شدم، پدرم هیچ دخالتی در این کار نداشت و فقط به یک جمله بسنده کرد و به من گفت آیا می خواهی سرباز وطن شوی یا نه.

 

چه سالی وارد سپاه پاسداران شدید؟

سال 91 از طریق امتحان ورودی دانشگاه وارد دانشکده افسری شدم و 19 سال سن داشتم و این درصورتی بود که پدرم 17ساله بودند که وارد این نهاد مقدس شدند.

 

 چرا وارد سپاه شدید؟

برای عشق به وطن و قدم در کنار قدم های پدرم و بزرگان این مرز بوم گذاشتن، راستش من در درس خواندن پشتکار زیادی داشتم اما از کار پشت میز نشینی خوشش نمی آمد و دوست داشتم در صحنه نبرد باشم، همیشه آرزو داشتم به عنوان یک رزمنده در جبهه های جنگ باشم به همین خاطر وقتی که وارد سپاه پاسداران شدم بعد از سه سال انتقالی خودم برای حضور در تیپ 48 فتح استان کهگیلویه وبویراحمد گرفتم.

 

در خاطراتی از شما نقل شده بود که همسرتان را پدرتان برای شما انتخاب کرده بود، لطفا بیشتر توضیح دهید؟

 

من از همان اول هم همسرمم را ندیده بودم، خانواده همسرم یک قوم و خویشی با پدرم داشتند و با توجه به اینکه من مقید پدرم در همه کارها بودم و ایشان الگوی من بودند همه چیز را به دست وی سپردم ، اولین پیشنهاد را خود پدرم به من دادند و با توجه به اینکه خودم همسرم را هیچ وقت ندیده بودم اما حرف پدرم را قبول کردم.

 

حتی امروز خانواده همسرم می گویند اگر حاج ستار نبود شاید حالا حالاها باید برای ازدواج کردن در گردش بودم، چون خانواده همسرم خیلی پدرم را قبول داشتند.

 

از ازدواج خود بگویید؟

 درست در تاریخ 18شهریور سال گذشته بدون حضور پدرم ازدواج کرد.

 

دلیلی داشت که شهید حضور نداشتند؟

پدرم خیلی دوست داشت که در مراسم ازدواج من به عنوان فرزند ارشد خانواده حضور داشته باشند، اما به دلیل مأموریت مستشاری در عراق نتوانستند حضور یابند، و حتی ما با توجه به این موضوع چندین بار مراسم ازدواج را حتی تغییر داده بودیم.

 

به عنوان مثال خانواده یک ماه مراسم ازدواج را به جلو انداختند تا شاید پدرم حضور یابد اما باز هم پدرم نتوانست به این مراسم بیایید.

---

 

یک هفته بعد از مراسم ازدواج من و همسرم، پدرم از مأموریت برگشتند؛ درست 23شهریور بودکه از مأموریت مستشاری که به وطن بازگشتند به خانه ما آمد و با عرض تبریک و دادن هدیه به همسرم دوباره عازم جبهه های نبرد علیه داعش شد.

 

از اینکه امروز جای خالی پدر را در خانه احساس می کنید، احساس دلتنگی نمی کنید؟

دیدن جای خالی پدرم خیلی سخت است،اما از این خوشحالیم که امروز پدرمان برای دفاع از حرم اهل بیت، برای دفاع از آرمانها و دفاع از مام و ناموس وطن شهید شده است، درست است که نمی توانیم دوری پدر را تحمل کنیم اما این افتخاری برای ماست که پدرمان در راه اهل بیت شهید شده است.

 

پدر ستون یک خیمه است و وقتی خیمه ستون خودش را از دست دهد دیگر به استواری آن خیمه سابق نخواهد بود، اما در این برهه دلگرمی خانواده ما سخنان مقام معظم رهبری در مورد شهدای مدافع حرم است که به ما تسلی خاطر می بخشد.

 

وقتی در دوران کودکی فهمیدید که پدر بزرگوارتان یک پاسدار است،چه واکنشی نشان دادید؟

 

برای ما یک افتخار بود که پدرمان پاسدار ارزشها وآرمانهای انقلاب است و در نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت می کند و از اینکه ما را به نام فرزند حاج ستار صدا می زدند ،شوق می کردیم.

 

وقتی در دانشکده امام حسین( ع) در دوران آموزشی بودم به خود می بالیدم که همرزمانم من را به نام فرزند حاج ستار صدا می زدند، اینجا بودم که به ابهت پدرم پی بردم.

 

نظرتان را در مورد روز پاسدار؟

 

روز پاسدار روز مولای ما شیعیان است، امام حسین(ع) برای پاسداری از دین اسلام جان با برکت خویش و خانواده اش را نثار کرد و ما پاسداران به عنوان سربازان وطن وظیفه امان دفاع از این آرمانها ،ارزشها و حتی ناموس وطن است.

 

از مدافعان حرم بگویید، و حرف هایی که برخی افراد درباره آنها می زنند

 

 این حرفها و حدیث های و توهین ها نشانه شخصیت این توهین کننده گان است، باید به آنها این را گفت، به گفته دکتر شریعتی «تا کفشی را نپوشی نخواهی فهمید آن کفش چگونه است.»ما خانواده های شهدای مدافع حرم کاری به سخن ها و صبحت های نابخردانه اینان نداریم، همه مدافعان حرم برای دفاع از آرمانهای اهل بیت و ناموس ملت در این منطقه به نبرد با دشمن می پردازند.

این افراد اگر راست می گویند خودشان بروند و ببیند که طعم سرب داغ چگونه است، آیا خودشان حاضرند و بروند گلوله بخورند یا یک جلاد را ببینند.

 

به اینها می گوییم اگر دوست دارید خودتان بروید؛به آنها یک جمله می گویم، نشستن یک دختر سه ساله در کنار پیکر پدر شهیدش چقدر می ارزد، چه قیمتی می گذارید؟

 

این تصور غلطی است که بگویی مدافعان حرم برای پول و یا چنین چیز و فلان چیز به این جبهه می روند، شما نگاه کنید آیا می شود برای گلوله خوردن پول گرفت، اینها همه سخنان فریبکارانه دشمن است که به صورت جنگ نرم به خورد برخی می قبولانند.

 

متأسفانه چند روز پیش خبر حمله ناجوانمردانه داعشیها به خان طومان را شنیدیم که باعث به شهادت رسیدن برخی از مدافعان حرم شد، چه احساسی داشتید؟

 

وقتی خبر این موضوع را شنیدم یک حس انتقام در دل من روشن شد، اگر خدا بخواهد روزی به این جبهه خواهم رفت و انتقام دخترهای بی پدر و پسرهای یتیم را از آنها خواهیم گرفت.

 

نظرتان در مورد حاج قاسم سلیمانی؟

در یک جمله باید گفت، حاج قاسم پدر علم تاکتیک نظامی و فرشته نجات منطقه است که ما و تمام مردم آزاده جهان به داشتن چنین فرمانده لایقی افتخار می کنیم.

 

 امروز کسانی که در سپاه مقدس قدس برای دفاع از اسلام می جنگند با اخلاص آمده اند تا برای مردم جان دهند و منطقه را از لوس متجاوزگران نجات دهند.

 

اگر روزی به عنوان فرزند شهید مدافع حرم به دیدار رهبر انقلاب شرفیاب شوید چه چیزی خواهید گفت؟

 

هیچ وقت به این موضوع که در حد یک آرزو برای ماست فکر نکرده ام، چون خودم را کوچکتر از آن می دانم که بخواهم در مقابل ایشان که مولا و مقتدای ماست بنشینم. اگر روزی این سعادت نصیب من و خانواده ام شد این را می گویم  که قول شرف خواهد داد که مانند شهید اورنگ ها، سیاه طاهری ها و همدانی ها از شرافت پاسداری ام و دفاع از ملت آزاد ایران دفاع کنم.

 

با توجه به نامگذاری سال به نام اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل از سوی مقام معظم رهبری چه سخنی بامسئولان دارید؟

 

در مورد اقتصاد مقاومتی، حضرت آقا حرفهای خویش را گفته اند و همانگونه که فرمودند امروز باید عمل کرد، مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان فرمودند، وقتی جوان ایرانی می تواند سوخت موشکی بسازد که هزار کیلومتر بُرد داشته باشد ، حتماً می تواند ماشیی با سوخت صد کیلومتر با چهار لیتر بنزین بسازد.

 

پس در این زمینه مسئولان باید به جوانان امروزی بهاء دهند، جوان ایرانی امروز در دنیا تک است و اگر نگاهی به رتبه های علمی جهان بیندازیم خواهیم دید که جوانان ایرانی در داشتن ذهن و خلاقیت بالا حرف اول را می زنند.

 

سخنم با مسئولان این است که چرا از این ظرفیت های استفاده نمی کنند، مسئولان امروز باید به این ایده ها و این جوانان بهاء دهند.

 

مقام معظم رهبری یک فیلسوف و دانشمند بزرگ در سطح جهان است که راه را جلوی مسئولان می گذارد، اما مسئولان متأسفانه گوش نمی دهند و بیشتر از همه به کارهای سیاسی وابسته هستند که خود آفتی برای اقتصاد است.

 

چه توصیه ای به جوانان هم سن و سال خود دارید؟

جوانی عرصه نشاط  و بلوغ فکری است، یک خاطره از پدرم دارم که همیشه می گفتند «گوشیت را کنار بگذار و بیا با هم سخن بگوییم» امروز باید بیشتر از گذشته به خانواده توجه کنیم و باید این موضوع را مد نظر داشته باشیم که یک خانواده ایرانی، با هم بودن است نه دور از هم بودن.

 

پدر و مادر را در یک کلام برای ما توصیف کنید؟

پدر و مادر عشقی است که هیچ موقع دست یافتنی نخواهد بود و واقعیت هایی هستند که همیشه در خاطر فرزندان به جا خواهند ماند، خودم را همیشه خاک پای پدر و مادر می دانم.

 

دیدگاه شما